توضیحات
![]()
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
آینده جهانی شدن و مقاومت در برابر آن
مقدمه
ادوارد سعید به چند دلیل ادعای هشدار آمیز هانتیگتون را در خصوص برخورد تمدنها رد میکند : نخست آن که ما هنوز بر سر تعاریفی که از مفاهیم داریم ، دچار اختلاف نظرهای جدی هستیم . بنا به استدلال وی ، ما همان گونه که در جهان اسلام از یک حقیقت واحد که مورد تایید و قبول همگان باشد بی بهره ایم ، در جهان غرب هم ، در رابطه با این که اساسا” آمریکای واقعی چیست ؟ مشکل تعریف داریم . آیا منظور از آمریکا همان بخش نیم کره غربی متعلق به اصولگرایان مسیحی اخلاق گرا است . یا این که صرفا” معنای محدودی داشته و تنها شامل اجتماعات همجنس باز ” سانفرانسیسکو” و ” نیویورک” می باشد؟ به اعتقاد وی ، همین مسئله به خوبی در جوامع مسلمان نیز مشاهده می شود . بسیاری از این کشورها همچون عربستان ، مصر ، لیبی ، ایران ، الجزایر و … تنها خود را یگانه مظهر جامعه اسلامی و یا اسلام اصیل میدانند .
دوم این که در درون هر یک از این تمدنها نغمه های جدیدی به گوش می رسد که عموما” حاکی از وجود یک شکاف رو به عمق میان دو نسل پیر و جوان بر سر حفظ یا تغییر ارزشهای حاکم و ایجاد تغییرات واقعی می باشد . سعید در ادامه ، چنین عنوان می کند که امروزه در جهان اسلام ، مساله اصلی ، تعیین مرز ” دار الاسلام ” و ” دار الکفر” نیست بلکه ارائه تعریفی واحد از اسلام و چگونگی عرضه آن به جهانیان می باشد .
از سوی دیگر ” جیمز روزه نا ” معتقد است که ما در جهان کنونی شاهد دو گونه حرکت “تمرکز گرا” و ” گریز از مرکز” می باشیم . در حالی که حرکت تمرکز گرا با تکیه بر فرآیند جهانی شدن ، قصد دارد تا با گشودن مرزهای ملی مجموعه ای از هنجارها ، عادات ، آداب و فعالیتهای مشترک مبتنی بر منافع همگانی را در جوامع مختلف پایه گزاری کند ؛ حرکت دیگری نیز در قالب ” محلی گرایی ” سعی دارد ، تا هویت و فرهنگ بومی خود را حفظ نموده و تعین بیشتری به منافع ملی کشور دهد. بنا به استدلال وی ، هر چند که ممکن است به ظاهر میان این دو جریان تناقض و تضادی جدی به چشم بخورد ، اما واقعیت این است که رابطه بین این دو حرکت رابطه ای علی و معلولی بوده هر گونه پیشرفت در فرآیند جهانی شدن ، موجبات توسعه فرآیند محلی کردن را فراهم می سازد.
در حقیقت روزه نا هیچ گونه ناسازگاری میان جهانی شدن و محلی گرایی نمی بیند ، و دیدگاه ” واهمگرایی” وی دقیقا” دال بر این موضوع است . بر این اساس ، وی واگرایی و محلی گرایی را نه تنها حرکتی در جهت اضمحلال فرآیند جهانی شدن نمی داند ، بلکه معتقد است که درنهایت به علت افزایش بیش از حد در میزان وابستگی متقابل ، محلی گرایی نیز در جهت انطباق با جهانی شدن سوق پیدا می کند . این دقیقا” همان چیزی است که “ویکی راندال ” از آن به عنوان خاص ورزی در عین عام گرایی و عام ورزی در عین خاص گرایی یاد می کند . نکته ای که روزه نا بسیار روی آن تاکید دارد ، این است که جهانی شدن یک وضعیت گذار است ، نه یک وضعیت غایی . به عبارت دیگر جهانی شدن فی نفسه حاوی ارزشهای مشترک جهانی نیست ، بلکه این پدیده فرآیندی است که سعی دارد تا با ایجاد یکپارچگی جهانی زمینه ادغام جوامع در یکدیگر را فراهم سازد . بنابراین از نظر وی جهانی شدن در بدو امر فرآیندی از دگرگونیها و تغییرات است.
فرهنگها و مقاومت در برابر جهانی شدن
خود را از آنها ارائه دهيم. ابتدا به واژه جهاني شدن مي پردازيم. در خصوص واژه جهاني شدن ديدگاه هاي مختلفي وجود دارد كه هر يك بر وجهي متمركز شده است. برخي، تغييرات اساسي در ساماندهي سرمايه داري حهاني درعرصه هاي توليد، توزيع، تجارت، ماليه و فناوري را كه مي توان آنها را درقالب گذار از سرمايه داري سازمان يافته به سرمايه داري بدون سازمان در مقياس جهاني خلاصه كرد، خصيصه اصلي جهاني شدن مي دانند. بعضي ديگر، آن را فرآيندي كه در حال ساختن فضاي جديد اجتماعي است، تعريف مي كنند.
تعريف هاي ديگري نيز درباره جهاني شدن وجود دارد كه بعضا از جامعيت بيشتري برخوردار است. اين تعاريف جهاني شدن را مفهومي مي شناسد كه دلالت بربه هم فشرده شدن جهان در بعد زمان و مكان و كوچكتر شدن آن دارد.
مفهوم «فرهنگ» همواره از رايج ترين و آشناترين و در عين حال پيچيده ترين و پرابهام ترين مفاهيم مورد استفاده در علوم مختلف است. رجوع به تعريف هاي مختلفي كه درباره فرهنگ ارائه شده است، نمايانگر تاكيد بر نقش هنجارها، نهادها، ارزشها، ساختارها و بعضي موارد ديگر است. البته هر كدام از اينها جزيي از اجزاي عيني و محسوس فرهنگ هر سرزميني هستند اما همگي از سرچشمه اي ريشه گرفته اند كه وجه ممتاز انسان از ساير حيوانات است و آن، قوه تفكر و تعقل بشري است. بنابراين فرهنگ را مي توان اين گونه تعريف كرد: «فرهنگ، مجموعه اي از باورها، انديشه ها و تراوش هاي فكري بشر است كه در طول تاريخ زمينه ساز و تداوم بخش رشد و تعالي انسان و شكل گيري هويت خاصي براي او بوده است».
ويژگي فرهنگي بوميگرايي
بي گمان بايد پذيرفت كه انسان، فرهنگ را مي آفريند و فرهنگ هم انسان را مي سازد، فرهنگ به انسان ياري مي دهد تا انديشه هاي پايدار و ثابتي را بياموزد و در قالب گروههاي پيچيده اي كه داراي وظيفه هاي جداگانه و ويژه هستند، سامان يابد. انديشه هاي ثابت و پايدار پس از آن كه در ذهن جاي گرفتند دگرگون كردن آنها دشوار است اما سرشت رفتار انسان واكنشي است كه او مي تواند در برابر عنصرهاي فرهنگي اي كه به او عرضه مي شوند پاسخ گويد؛ يعني مي تواند از وي خواست آنها را بپذيرد يا دگرگون سازد. از دير زمان كه انسانها گاهي به علت كنجكاوي و يا براي به
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پرشین فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.