تعداد بازدید
9 بازدید
7.200 تومان

توضیحات

عوامل دخیل در ايجاد عفونت  و پیامدهای آن

تحقیق عوامل دخیل در ايجاد عفونت  و پیامدهای آن در حجم 23 صفحه و در قالب word و قابل ویرایش و با قسمتی از متن زیر:

سد مغزي خوني و چسبيدگي مولكولها

وظيفه آستروسيت تنظيم عبور مواد قابل حمل بين مجاري خون و ديگر سلولهاي سيستم مركزي اعصاب است . براي دسترسي به بافت سيستم مركزي  اعصاب سلولها بايد از سد مغزي- خوني عبور كنند. تحت شرايط عادي توانايي مواد براي عبور از ديواره مجاري خون به سيستم مركزي اعصاب نيستند.

در ام اس سلولهاي گلبول سفيد ميتوانند از سد مغزي – خوني عبور كند و ميلين را جهت تخريب مورد حمله قرار دهند. تحقيقات نشان داده است كه سد مغزي – خوني بايد در درجه اول براي جلوگيري از بوجود آمدن ام اس و سپس براي جلوگيري از تخريب ميلين اصلاح گردد.

چسبندگي مولكولها ساختار پروتئيني داشته و باور بر اين است كه به سلولهاي گلوبول سفيد سيستم ايمني كمك مي‌كند تا از سد خوني مغزي بگذرند اين مولكولها روي سطح سلولهاي گلوبول سفيد قرار دارند مثل آستر سلولهاي مجاري خون.

سلولهاي گلوبول سفيد ابتدا بايستي به مجاري خون بچسبند و آستري را بكمك مولكولهاي چسبنده قبل از عبور از سد خوني مغزي و رسيدن به سيستم اعصاب مركزي بوجود آورند.

محققين در حال آزمايش عامل جديدي هستند كه مولكولهاي چسبنده را بلوك مي‌كند تا از عبور سلولهاي سيستم ايمني از سد مغزي خوني و رسيدن آنها به ميلين جلوگيري كند. فاكتورهايي كه تصور مي‌شود احتمالا نفوذ پذيري سد مغزي خوني را افزايش ميدهند عبارتند از عفونت ويروسي و واكسيناسيون.

همراه با ماكروفروناژها لمفوسيتهاي T وقتي با محركي مواجه مي‌شوند فعال ميگردند زماني كه چنين شود لمفوسيتهاي T از لحاظ زيست شناسي فعاليتشان بيشتر ميگردد اندازه آنها بزرگتر شده و باعث پديد آمدن مواد شيميايي بنام Cytokine ها مي‌شوند اينها مولكولهاي پروتئين هستند كه ارتباط بين سلولها و عمل ميانجي‌گري پاسخ ايمني را تسهيل مي‌كنند چنين فرايندي بوسيله تعامل با گيرنده هاي خاص سطح سلول ممكن ميگردد. چهار نوع سيتوكين عبارتند از:

 Interleukines

Lymphokines

Interfernos

Tumor necrosis factor

عملكرد سيتوكينها عبارتند از (1) افزايش تورم و ضايعه (inflammatory) يا (2) كاهش تورم (anti- inflammatory) . سيتوكينهاي Pro- inflammatory بوسيله عوامل زير كار مي‌كنند:

افزايش تعداد ليمفوسيتها

فعال نمودن ماكروفاژها

ledema افزايش گردش خون و (بلع از مايع محتبس) از بافت آوردن سلولهاي اضافي گلبول سفيد

سلولهاي th-1 (T-helper 1)

اين سلولها توليد كننده pro-inflammatory cytokines هستند. اينها سلولهايي هستند كه بيماري ام اس را بدتر گردند باعث ايجاد جراحت در ميلين و آكسونها مي‌شوند. كه شامل اينترفرن گاما (IFN – gamma) فاكتور (IL-12)inteleukin12 (TNF-alpha)tumor necrosis ، IL-, IL-6 2 و IL-1 هستند. سلولهاي Th-1 تصور مي‌شود در جريان يك حمله ام اس يا تشديد ناگهاني علايم افزايش پيدا مي‌كنند.

سلولهاي Th-2 (T-helper 2) اين سلولها توليد كننده سيتوكينهاي ضد التهاب هستند و كاركردشان متوقف نمودن التهاب و ضايعه (lesion) در ام اس مي‌باشد. كه شامل Th-10, (Il-4_interleukin 4 و فاكتور رشد در حال تبديل بتان (TGF-b). سلولهاي Th-2 در زمان عود و برگشت ام اس كاهش پيدا كرده و رد پايان شعله وري بيماري ميزان آن افزايش مي‌يابد. درمانهايي كه باعث تغيير سلولهاي T از Th-1 به Th-1 به Th-2 مي‌شوند و روي ام اس موثرند داروهايي مثل كوپكسون كه نوعي اينترفرون بتا است مي‌باشد. (اين داور به عللي در اين توزيع نمي‌شود).

سلولهاي پلاسما Plasma Cells

برخي از ليموفوسيتهاي وارد شده به مغز سلول پلاسما مي‌شوند كه توليد كننده مقدار زيادي ايميونوگلوبلين‌ها (آنتي بادي ها ) هستند آنها همچنين پس از يك تشديد علائم بيماري يا شعله وري براي مدت طولاني در سيستم اعصاب مركز باقي مي‌مانند.

سلولهاي گليال Glial Cells

اينها سلولهاي غير نوروني مغز هستند كه ياري دهنده به اعصاب مي‌باشند (نورونها سلولهاي متفكر مغز هستند كه به سلولهاي خاكستري نيز معروفند). يك نوع از سلول گليال مربوط به ام اس Oligodendrocy te (oligo) مي‌باشد. Oligo ها سلولهاي توليد كننده ميلين عصبي هستند. گاهي اوقات نيز ميلين‌ها بوسيله همين سلولها ترميم مي‌ شوند فرايندي كه به آن remyelination گفته مي‌شود. وقتي ترميم ميلين صورت بگيرد بيمار ام اس بهبود در علائم بيماري را حس مي‌كند كه به اين حالت remission گفته مي‌شود. متاسفانه در بيشتر حالتهاي ام اس oligoها نهايتا كاهش يافته يا با تمام ميرسند كه در نتيجه آن ميلين از بين ميرود و توانايي ميلين ‌سازي نيز از دست ميرود.

ميلين جديد بطور طبيعي بوسيله oligo هاي تازه يا جوان توليد مي‌شوند اين سلولهاي تازه ميلين طي مراحلي از نوعي سلول ديگر بنام سلول بنيادين بوجود ميايند. همچنان كه سن انسان بلا ميرود سلولهاي بنيادين كمتر قادر به تبديل به oligoها هستند oligo هاي پيرتر خودشان را تقسيم مو جايگزين نميكنند. بدون oligo هاي جوان يا سلولهاي بنيادين توليد ميلين remyelination به آهستگي يا ناقص صورت مي‌گيرد. محققين در حال كار روي مكانيزم كشت oligo هاي جوان يا سلولهاي بنيادين در بيماران ام اس براي كمك به ترميم ميلين در نواحي كه دچار ضايعه هستند مي‌باشند. اگر چه اين فرايند تاثير روي خود بيماري ندارد اما بهبود بالقوه در عملكرد اعصاب در بيماران دچار معلوليت شده را به همراه دارد مانند كاربرد آن براي بيماراني كه دچار معلوليت شده را به همراه دارد مانند كاربرد آن براي بيماراني كه دچار ضايعه ستون فقرات هستند و يا ديگراني كه از ضايعات عصبي در رنجند.

در مطالعه‌هاي گذشته سلولهاي گليال در سگهاي دچار ضايعه ميلين كشت شدند. اين كشت منجر به ترميم ميلين در مقياس زياد شد و براي يكي از سگها ترميم ميلين تا ماهها ادامه داشت.


علل احتمالي

درمانهاي اوليه و شاركو

سالها پيش درمانها مبتني بر فرضياتي غلط استوار بودند. اولين اشاره به اين بيماري به سال 1300 ميلادي بر مي‌گردد. زمانيكه اعتقاد بر اين بود كه  اساسا اين يك بيماري مذهبي است و مربوط به افرادي است كه گناه و معصيتي را نسبت به ديگران روا داشته‌اند همينطور اينكه بخشش و آمرزش نيز در اين رهگذر معجزه محسوب ميشد.

در سال 1800 ميلادي درماني كه براي اين بيماري بكار ميرفت عبارت بودند از: زالو انداختن- ماليدن ضماد روي پوست. درمان بوسيله برق نيز گاهي داده ميشد نسخه‌ها شامل گروهي از مواد غير معمول (عجيب) و سمي بودند مثل جيوه- جوهر گنه گنه و استراكنين.

جين مارتين شاركو يك پزشك تجربي در پاريس در اواسط و اواخر سده 1800 ميلادي اولين توضيح آسيب شناسي بيماري را به بيماران و پزشكان ارائه داد شاركو داروسازي را در  دانشگاه پاريس مطالعه كرد جايي كه توانست تجارب بيماران و پزشكان را ادغام كند توضيحات بوسيله كاليد شكافي الگوهاي آسيب شناسي بيماري ارائه شدند.

بوسيله در كنار هم قرار دادن علوم باليني (تجربي) با آسيب شناسي و بررسي بستگي بين آنها شاركو توانست پيشرفت زيادي در درك چندين بيماري حد مثل ام اس داشته باشد در توضيح سال 1868 شاركو از ام اس او پلاك‌هايي كه ميلين آنها تخريب شده‌اند را توضيح ميدهد و نقش تخريب شده‌اند را توضيح ميدهد و نقش  تخريب ميلين در پيشرفت بيماري را پيشنهاد مي‌كند شاركو همچنين كسب بود كه نام ام اس را روي اين بيماري نهاد sclerose en plaque اگر چه پزشكان آن زمان با اين بيماري آشنا بودند اما شاركو تعريفي روشن از بيماري را ارائه داد بنابراين ساير پزشكان ساده تر ميتوانستند بيماري را تشخيص داده و درك روشني نيز از وضعيت بيمار در زمان خودشان داشته باشند.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *