توضیحات
![]()
48 صفحه word |فونت tahoma سايز 12| قابل اجرا در آفيس 2010 و نسخه هاي جديدتر|قابل ويرايش و آماده چاپ
بخشي از تحقيق
ساختار ترجيحي
در يك توالي، جفت هاي مجاور به راحتي به عنوان اختلالات رضايت بخش محسوب مي شوند. آنها فعاليت هاي اجتماعي را نشان مي دهند و همه فعاليت هاي اجتماعي هنگامي كه به عنوان قسمتهاي دوم بعضي جفتها ظاهر مي شوند با هم برابر نيستند اساساً يك قسمت اول كه شامل يك درخواست يا يك پيشنهاد است نوعاً بر اساس اين انتظار كه قسمت دوم يك پذيرش خواهد بود ساخته مي شود. پذيرش، به صورت ساختاري بسيار محتمل تر از عدم پذيرش است. اين احتمال ساختاري ترجيح خوانده مي شود. اين اصطلاح براي نشان دادن يك الگوي ساختاري تعيين شده اجتماعي است و به هيچ يك از اميال عاطفي و عقلاني افراد، تك به تك ارجاع نمي كن.
در اين استفاده فني از كلمه ، ترجيح يك الگوي مشاهده شده در تكلم و سخن است و نه يك خواسته شخصي .
ساختار ترجيح قسمتهاي دوم را به قانونهاي اجتماعي ترجيح و غير ترجيحي تقسيم مي كند.
ترجيحي عمل بعدي است كه ساختاراً مورد انتظار است و غير ترجيحي عمل بعدي است كه ساختاراً مورد انتظار نيست.
الگوهاي كلي در جدول 1-8 نشان داده شده
غيرترجيحي
ترجيحي – قسمت دوم
قسمت اول
عدم موافقت
موافقت
ارزيابي
امتناع
قبول
دعوت
امتناع
قبول
تعارف
عدم موافقت
موافقت
پيشنهاد
امتناع
قبول
درخواست
جدول 1-8 الگوهاي كلي ساخترهاي ترجيحي و غيرترجيحي
با درنظر گرفتن درخواست ها يا پيشنهادات به عنوان قسمتهاي اول ، پذيرش قسمت دوم ترجيحي است و امتناع قسمت دوم غير ترجيحي است.
در مثالهاي a-d] 15[ پاسخ هاي قسمت دوم همگي ترجيحي را نشان مي دهند. بنابراين پذيرش يا موافقت پاسخ قسمت دومي ترجيحي به يك درخواست a] 15[ يك تعارف b] 15[ يك ارزيابي c] 15[ يا يك پيشنهاد d] 15[ است.
قسمت دوم
قسمت اول
حتماً
مي توني كمكم كني/ a.
بله لطفاً
كمي قهوه مي خوري؟ b.
اوه . عاليه
جداً عالي نيست ! c.
خيلي خوب
شايد تونستيم به پياده روي بريمd.
براي درك اين كه در مثالهاي (15) قسمتهاي دوم ترجيحي چگونه هستند تصور كنيد هر يك از قسمتهاي اول با سكوت با سكوت مواجه مي گردند ممكن است بگوييم كه در جفتهاي مجاور، سكوت در قسمت دوم هميشه نشانه اي از يك پاسخ غير ترجيحي است.
در واقع سكوت اغلب گوينده اول را به اصلاح كردن قسمت اول وا مي دارد تا از طرف گوينده دوم، بخش دومي را دريافت كند كه سكوت نيست. اين ممكن است در مثال (16) واضح تر باشد. در اين مثال سكوت جك در پاسخ به نظريه سندي او را وادار مي كند تا ارزيابيش را دوباره بيان كند.
سپس جك با ارزيابي سندي موافقت مي كند (ترجيحي)
سندي: فقط مطمئن نيستم غذاش خوب باشد (دقيقه 106)
سندي : آم – فكر مي كنم غذاش خوب نيست
جك : نه – مردم بيشتر به خاطر موسيقي مي روند .
توجه كنيد كه سكوت جك با توجه به ارزيابي سندي جايي ظاهر شد كه او مجبور بود يك عدم موافقت را ابراز كند.
به هر حال سكوت به عنوان پاسخ يك مورد افراطي است و اغلب خطر تاثير عدم شركت در ساختار گفت و گو و مذاكره را به همراه دارد. عموماً هنگام سخن گفتن به وقتي كه شركت كنندگان مجبورند پاسخ هاي قسمت دومي غير ترجيحي را ايجاد كنند. نشان ميدهند كه در حال انجام كاري برجسته و قابل ملاحظه هستند.
در مثال (17) گوينده اول نظريه اي را بيان كرده است كه گوينده دوم با آن موافق نيست. با دادن پاسخي مثل بله يا من هم اين جوري فكر ميكنم موافقت قسمت دوم ترجيحي است گوينده دوم (جولي) خودش را در موقعيت دادن يك پاسخ غير ترجيحي پيدا مي كند.
سندي : بنابراين حدس مي زنم كه متخصصين پا بر روي دست كار مي كنند.
جولي . ام – خوب – خارج اينجا – آنها بيشتر روي پاهاي مردم كار مي كنند.
قسمت دوم غير ترجيحي جولي با ترديدهاي ابتدايي علامت گذاري شده گويي انجام اين عكس العمل سخت و دشوار است. (ضرورتاً در حال تصحيح ديگري است)
در شروع يك تاخير (ام ، بعلاوه مكث) وجود دارد و بيانيه حقيقي كه نشان ميدهد عدم موافقت فقط پس از يك مقدمه (خوب) يك توسل به ديدگاههاي ديگران و خارج از اينجا) ، يك تكرار تپق گونه (آنها آنها) مي آيد حتي اظهار نظر شامل عبارتي (بيشتر) است كه اطلاعات را كمتر با قسمت اول درگير مي سازد. تاثير كلي اين است كه اين گوينده خودش را طوري به گونه اي حاضر مي كنند كه گويي او مشكل دارد و نسبت به گفتن آنچه بيان شده بي ميل است.
ترديدها و مقدمه ها همچنين در قسمتهاي دوم غير ترجيحي به دعوتها يافت مي شوند، همانطور كه در مثال (18) نشان داده شده
بكي : بعداً واسه نوشيدن قهوه بيا اينجا!
والي: اه – اِ- من خيلي دوست دارم – اما تو كه مي فهمي – من – من بايد اينو تموم كنم تو كه مي دوني در اغلب موارد ، عبارت امتناع يك قسمت دوم غير ترجيحي) مي تواند دقيقاً بدون گفتن (نه) انجام مي گيرد.
در (18) چيزي كه گفته نشده منتقل مي گردد. در (18) گوينده دوم بعد از يك مقدمه (اه) و يك ترديد (اِ) براي نشان دادن قدرداني از دعوت نوعي پذيرش نشانه دار اِ ايجاد مي كند (من خيلي دوست دارم) سپس به فهم و شعور فرد ديگر استفاده ميشود (تو درك مي كني) و براي اينكه توضيح دهد چه چيزي گوينده را از پذيرش دعوت منع مي كند، علتي ذكر مي گردد (من بايد اين را تمام كنم)
همچنين در اينجا اين معناي ديگر نيز انتقال مييابد كه شرايط گوينده به علت اجبار از كنترل وي خارج است (من مجبورم) و سپس بار ديگر، فهم درك دعوت كننده استناد مي شود.
(تو مي داني) الگوهاي مرتبط با قسمت دوم غير ترجيحي در انگليسي در مثال (19) به عنوان يك سري از عناصر بالقوه پنهان نشان داده مي شوند.
مثالها
چگونگي انجام غير ترجيحي
مكث و اِ ، اِم ، آه
ترديد / تاخير a.
اُ ، خوب
مقدمه b.
مطمئن نيستم ، من نمي دونم
بيان شك C.
عاليه، من خيلي دوست دارم
بله نشان دارd.
متاسفم ، چه حيف شد
معذرت خواهيe.
من بايد فلان كار را انجام دهم، فلان كار از من خواسته شده
ذكر اجبار f.
تو مي فهمي، تو مي دوني
طلب فهم و درك g.
هر كس ديگري ، خارج از اينجا
غير شخصي كردن آن h.
خيلي كار دارم، وقتي نمونده
ذكر علتi.
جداً ، اغلب ، بيشتر اوقات
استفاده از يك تعديل كننده j.
من فكر نمي كنم و ممكن نيست
پنهان پاسخ ترد يا پاسخ منفي K.
اثر بد و پايمال كننده غير ترجيحي اين است كه نسبت به ترجيحي در آن زمان و كلام بيشتري استفاده مي شود.
تكلم بيشتر ضرورتاً فاصله بيشتري را بين پايان قسمت اول و انتهاي قسمت دوم نشان مي دهد. از جنبه عملي بيان يك ترجيحي (براي مثال در پاسخ يك تعارف يا دعوت) به روشني، نزديكي و اتصال سريع را نشان مي دهد. بيان يك غير ترجيحي همانطور كه در مثال (19) جز به جز معين گشته، فاصله و كمبود اتصال را نشان مي دهد. از لحاظ اجتماعي، درك اينكه چرا شركت كنندگان در يك مذاكره ممكن است سعي كننده كه از ايجاد م خلق بافتهاي غير ترجيحي پرهيز نمايند. آسان است كه يك طرح واضح و روشن براي انجام اين كار استفاده از آن پيش توالي هايي است كه در انتهاي درس 7 توضيح داده شدند. بهترين راه براي پرهيز از يك قسمت دوم غير ترجيحي، نرسيدن به نقطه اي است كه هر آن نقطه قسمت اول جفت بيان مي شود. آن ادامه مي يابد ،بنابراين مذاكرات بين كساني كه آشنايي نزديك دارند تمايل پيدا مي كنند تا نسبت به مذاكرات بين كساني كه خارج از روابط اجتماعيشان كار مي كنند، غير ترجيحي هاي پركار و استادانه كمتري داشته باشند. ميزان كلام و سخن به كار رفته براي انجام يك فعاليت خاص اجتماعي در مذاكره نشان دهنده عملي فاصله نسبي بين شركت كنندگان است.
گفتمان و فرهنگ
تاكيد درس پيش روي ساختار متوالي مذاكره بود مخصوصاً بر زواياي مراحل نوبت گيري براي كنترل بستر و اهميت كمتر آنچه گويندگان هنگام بدست آوردن بستر مجبور بودند بگويند. با بدست آوردن بستر سخن گويان مجبور هستند ساختار و محتواي آنچه مي خواهند بگويند را سازماندهي كنندآنها بايد بر اساس انچه فكر مي كنند شنوندگانشان مي دانند يا نمي دانند پيام هاي خود را دسته بندي كنند،مانند توالي دادن به هر چيز در يك مسير پيوسته. اگر آن گويندگان تصميم بگيرند كه پيام هاي خود را به تفصيل بنويسند، در حال خلق متن نوشته شده آنها ديگر شنوندگاني كه پيش خورد سريع موثر بر يكديگر را آماده مي كنند، ندارند.
در نتيجه آنها مجبورند براي سازماندهي متونشان به نظامهاي ساختاري صريح و رك بيشتري اعتماد كنند. در اين منظر وسيع و گسترده گويندگان و شنوندگان طوري نگريسته مي شوند كه گويي نه تنها از عملكرد اجتماعي زبان و تكلم استفاده مي كنند.
(شركت كردن در اثر متقابل اجتماعي) بلكه از عملكرد متني آن نيز استفاده مي كنند (ايجاد و خلق متن مناسب و خوش فرم) و همچنين عملكرد از ideation آن (نشان دادن فكر و تجربه در يك مسير پيوسته) نيز استفاده مي كنند.
رسيدگي و تحقيق كردن در مورد اين قسمت گسترده تر شكل و عملكرد آنچه گفته نوشته مي شود. تجزيه و تحليل سخنراني ناميده مي شود.
تحليل گفتمان
تجزيه و تحليل سخنراني حيطه فوق العاده وسيعي از فعاليت ها را در بر مي گيرد . از تحقيق و رسيدگي متمركز بر اينكه چگونگي كلماتي مثل اه ، يا خوب در كلام اتفاقي استفاده مي شوند تا مطالعه بحث مهم در يك فرهنگ همانطور كه ، براي مثال در عادات تعليمي و سياسي آن فرهنگ نشان داده شده هنگامي كه تحليل گفتمان به موضوعات زبان شناختي محدود مي شود. ثبت (گفتمان يا نوشتاري ) مراحلي كه بوسيله آن زبان در بعضي موقعيتها براي بيان تهديد و منظوري استفاده شود، تمركز ميكند.
طبيعتاً ، در ساختار سخن با توجه مخصوص كردن به آنچه يك متن خوش فرم را مي سازد منفعت و سود زيادي وجود دارد.
در اين منظر ساختاري موضوعاتي چون اتصالات صريح بين جملات در يك متن كه پيوستگي ايجاد مي كند،يا بر عناصر سازماندهي متني كه مثلاً خصلت قصه گويي هستند تفاوت بيان عقيده و ديگر انواع متن تمركز صورت مي گيرد.
به هر حال ، در مطالعه سخن، كاربرد شناسي – تخصصي تر شده است. مخصوصاً بر جنبه هاي آنچه گفته يا نوشته نشده است (اما منتقل گرديده) در گفتمان و سخن تحليل شده متمركز است براي انجام دادن جنبه هاي عملي سخن و گفتمان ما مجبوريم از نگراني هاي اجتماعي اوليه در مورد اثر متقابل و تحليل گفتمان فراتر برويم، به آنچه پشت شكل ها و ساختارهاي حاضر در متن قرارداد نگاهي بيندازيم و توجه بيشتري به جنبه هاي روان شناختي مثل پيش زمينه دانش، اعتقادات و توقعات مبذول داريم در كاربرد شناسي گفتمان ما به شكل غير قابل جلوگيري به جستجوي آنچه كه گوينده يا نويسنده در ذهن دارد مي پردازيم.
پيوستگي
بطور كلي آنچه استفاده كنندگان كلام بيشتر در ذهن دارند يك فرضيه از پيوستگي است (كه مي گويد) آنچه گفته يا نوشته مي شود به معني تجربه عادي آنها از چيزها خواهد بود. اين تجربه عادي به طور موضعي بوسيله تك تك افراد تعبير خواهد شد و بنابراين به آشنايي و مورد انتظار بودن پيوند خواهد خورد . در محله اي كه من در آن زندگي مي كنم . آگهي [1a.] به اين معناست كه كسي در حال فروش زمين ها است،اما آگهي [1b] به اين معناست كه كسي در حال فروش گاراژ مي باشد. فروش زمين a فروش اجناس خانگي b [1]
گرچه اين آگهي ها يك ساختار سفارشي دارند اما آنها به صورتهاي متفاوتي تعبير مي شوند. در واقع تعبير (مثال [1b] كه مي گويد اشخاصي در حال فروش اجناس خانگي از گاراژشان مي باشند نياز به مقداري آشنايي با زندگي حومه شهري دارد. اين تاكيد بر آشنايي و دانش به خاطر مدركي كه طي آن ما تمايل به ساختن تعبيرات آني و لحظه اي از مطالب، آشنا داريم و تمايل داريم alternations ممكن را ناديده بگيريم به عنوان اساس پيوستگي ضروري است.
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پرشین فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.